عبد المحمد آيتى

350

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

برق كه هرگز مثل آن مشاهده نيفتاده بود قادر به اقدامى نبود . مواشى بسيار سقط شد و گرانى و قحط رخ داد چنان كه يك من جو و شلتوك را سه آقچه و يك خروار كاه كه سابقا به ده درم نمىارزيد به چهل و پنج دينار خريد و فروش مىشد . با وجود اين حالات صاحب اعظم تاج الدين عليشاه به كمال فرزانگى كارها را سامانى بخشيد و رسولانى بادپا بفرستاد و سپاه را از دور و نزديك گردآورد . آنگاه ساز و برگ نبرد آماده كرد . چون سپاه آماده شد شاهنشاه نهضت فرمود و بر لب آب نزول كرد . چون رسول نزد چوپان رفت و او را فراخواند ، چوپان با بزرگان سپاه خود مشورت كرد و فرمود تا شهزاده منكو تيمور از راه پل ، راه دربند برايشان بسته دارد . سپاه سلطان ترتيب ميمنه و ميسره و قلب داد ولى دشمن جنگ ناكرده بازگشت . [ 638 ] علت اين بازگشت آن بود كه دو تن مغول از لشكر سلطان گرفته نزد اورنگ خان بردند او از ايشان استعلام حال چوپان بيك را نمود . گفتند چوپان با صد هزار سپاهى از پس پشت در كمين نشسته است . اورنگ خان به زبان مغولى با قتلغتمور و عيسى گوركان گفت : آنكس كه مطلوب ماست در پس پشت ماست ما روى در كجا داريم . پس روز ديگر با سپاه گران خود بازگشت - با چنان شتابى كه دو روزه راه به يك روز مىپيمود - سپاهيان سلطان ايشان را تعقيب كردند و اسيران فراوان گرفتند . ذكر دمار اعادى دولت قاهره [ 639 ] در آن هنگام كه شهزاده اورنگ شورش كرده بود به‌حكم فرمان ، رسولى به احضار قورميشى پسر اليناق رفته بود ولى او از آمدن سرباز زده بود . چوپان از اين واقعه نقارى از او در خاطر داشت . چون او را حاضر آوردند و در مجلس محاكمه سخن پرسيدند ، چوپان بيك را گفت : من با لشكر خود به حكم فرمان آمدم ترا نديدم . گناه من چه باشد ؟ چوپان از اين بيان بهم برآمد . در آن محاكمه حكم شد كه او را صد ضربه چوب برسم معمول بر موضع ازار زنند . امرا رعايت كردند و بيش از دو سه ضربه بر او نزدند . عده‌اى سخن‌چين جريان واقعه را بعرض رسانيدند . اميرزاده مصر خواجه مامور تحقيق شد . او لباس معين بيرون كرد و بر آن موضع آثار جراحت نبود . اين معنى نيز بر آزردگى خاطر قورميشى افزود . همچنين در مجلس شراب كه جام مى بدست امرا مىداد چون زانو زد و جام به امير نجم الدين ابو بكر سرور نواب چوپان داد او زانو نزده شراب را نوشيد و اين نيز بر آزردگيهاى پيشين افزود . نتيجه آن شد كه او با ايرنجين و